۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

جبران خلیل جبران

اگر توانسته باشم در قلب یک انسان
پنجره جدیدی را به سوی او باز کرده باشم
زندگانی من پوچ نبوده است

زندگانی تنها چیزی است که اهمیت دارد
نه شادمانی و نه رنج و نه غم یا شادی

تنفر همانقدر خوب است که عشق
و دشمن همانقدر خوب است که دوست

برای خودت زندگی کن
زندگانی را به آن سان که خود می‌خواهی زندگی کن
و از این رهگذر است که تو
وفادارترین دوست انسان خواهی بود

من هر روز تغییر می‌کنم
و در هشتاد سالگی هم، هم‌چنان تجربه می‌آموزم و تغییر می‌کنم
کارهایی را که به انجام رسانده ام
دیگر به من ربطی ندارد، دیگر گذ شته است
من برای زندگی هنوز نقدینه‌های بسیاری در اختیار دارم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر