نمایشهای جمعه این هفته (11اردیبهشت 94) صحنه تکرار حرفهای خامنهای علیه آخوند روحانی بود. از جمله در تهران، آخوند امامی کاشانی، بهعنوان نماینده خامنهای با زبانی الکن حرف ولیفقیهش علیه روحانی را تکرار کرد و گفت: «مشکل در کشور است، حلش در داخل است، نه در لوزان، نه در نیویورک، نه در مذاکرات». این همان جملهیی است که خامنهای روز چهارشنبه 9اردیبهشت، هنگام ظاهر شدن در برابر جمعی تحت عنوان کارگران بهزبان آورد و در واقع پاسخ اظهارات روز پیشتر روحانی بود که رئیسجمهور آخوندها ضمن تکرار ادعاهای مسخرهاش در مورد تورم و رکود، پرونده هستهاى و حل آن» را «اولین گام برای حل معضلات اساسی» دانسته و تأكید كرده بود: «با توافق نهایى كه… در ماههاى پیش رو امكانپذیر است، شرایط تولید در ایران به مراتب بهتر خواهد شد».
روحانی در همان روز 9 اردیبهشت هم گفت: «میگویند دولت یازدهم چشمش به بیرون است. دولت یازدهم چشمش اول به آسمانهاست…».
این بحث و جدل دامنهداری است که از ابتدای هفته گذشته بین روحانی و خامنهای اوج تازهیی پیدا کرده و شکل روزمره بهخودش گرفته است. در همین فاصله روحانی و خامنهای دوبار بهصحنه آمده و با اشاراتی روشن جواب هم را داده و رویارویی لفظی کردهاند. بار اول روز شنبه 5اردیبهشت بود که روحانی خطاب به سرکردگان انتظامی از جمله گفت: «پلیس موظف به اجرای اسلام نیست. بیخود به مخمصه فکری فرو نرویم. پلیس فقط باید قانون را اجرا کند». خامنهای روز بعد وقتی در برابر همین سرکردگان انتظامی ظاهر شد، در یک مخالفت آشکار با این حرف روحانی گفت: «نیروی انتظامی نماینده حاکمیت اسلامی است» و کار شما باید «نصرت اسلام باشه نصرت دین باشه». خامنهای همچنین با استفاده از گزارش سرکرده نیروی انتظامی بر ضرورت قرار داشتن «جهات دینی و اعتقادی» در «برنامهریزی» و وظایف نیروی انتظامی تأکید کرد. پس از این واکنش از سوی خامنهای، حملات مهرهها و رسانههای باندش بهروحانی اوج بیسابقهیی گرفت. تا آنجا که آخوند یزدی، بهعنوان رئیس مجلس خبرگان نظام در یک اشاره آشکار بهروحانی گفت: «قوه مجریه تشکیل شد تا اسلام را پیاده کند و نمیتواند بگوید اسلام، نه. اگر روزی گفت اسلام نه. اسلام به او میگوید شما نه». کریمی قدوسی، یک مهره باند ولایت در مجلس ارتجاع روحانی را بهبرکناری تهدید کرد و گفت: «اگر… دست از اینگونه مواضع مخرب برنداری، بهزودی از پای خواهی افتاد و اسلام بر سرت آن خواهد آورد که بر دیگران آورد!». 121عضو مجلس ارتجاع نیز نامه هشدار برای روحانی نوشتند و بهاشاره خامنهای سه آخوند دانهدرشت که در حکومت ولایتفقیه به آنها «مرجع» میگویند نیز جدا جدا به روحانی هشدار دادند.
دومین رویارویی طی هفته گذشته وقتی بود که آخوند روحانی در یک سخنرانی خطاب به کارگران «پرونده هستهیی و حل آن» را «اولین گام برای حل معضلات اساسی» دانست و تأکید کرد: «با توافق نهایی که… در ماههای پیش رو امکانپذیر است، شرایط تولید در ایران به مراتب بهتر خواهد شد». در پاسخ به این اظهارات روحانی بود که خامنهای به فاصله کوتاهی تحت عنوان مناسبت روز کارگر ظاهر شد و جستجوی راهحل اقتصادی در «لوزان و ژنو و نیویورک» را رد کرد. این رویارویی خامنهای نیز پیآمد دامنهداری در رسانهها واظهارات مهرههای باندها داشت و همچنان که اشاره شد، تازهترین موردش در نمایشهای جمعه بود.
یک جریان رویارویی دیگر نیز بهدنبال اعترافهای دولت روحانی و بهخصوص وزیر کشور او در مورد مبارزه با فساد و پولهای کثیف بود. خامنهای این اظهارات را مورد تمسخر قرار داد و با اشاره به «مسئولان» گفت: «شما روزنامه که نیستید راجع به فساد حرف میزنید… حرف دیگر چیست!… اقدام کنیم! جلو فساد را بهمعنای واقعی کلمه بگیریم!» وی به این ترتیب توپ فساد را رندانه به زمین دولت روحانی انداخت.
سؤال این است که بههم تاختن دو باند با این کلمات تند و تیز آن هم در رأس نظام علامت چیست؟
از خلال این دور تازه جنگ قدرت در رژیم میتوان با بررسی و دقت، نتایج گوناگونی در مورد وضعیت بهگل نشسته نظام ولایت در زمینه تمامی بحرانها بهدست آورد، اما یک نتیجه مهم که فقط با یک نگاه بهاوجگیری این جنگ طی هفته گذشته بهدست میآید این است، خامنهای بههیچوجه حاضر نیست زمام کار را از دست بدهد و در تعادل قوای درونی، هژمونی را به رفسنجانی واگذار کند. علائمی مانند حرفهای کریمی قدوسی و بهمیدان کشاندن مراجع حکومتی گویای این است که خامنهای درصدد این است که بهمحض فراهم شدن فرصت (بهخیال خودش عبور از گردنه تحریمها) اگر لازم شد از طریق جراحی و تصفیه، خودش را از شرّ شریکانی چون رفسنجانی در حاکمیت خلاص کند. علاوه بر نشانههای بسیار که این واقعیت را آشکار میکند، چنین تحولی امری قانونمند است. رژیم پرشکافی که از همه سو در بنبست و تحت فشار ضربات سنگین و استراتژیکی بیرونی است و هیچ راه برون رفتی نیز برای خودش متصور نمیبیند، مسیری جز رفتن بهسوی یک شقه اساسی که بهمعنی تضعیف بیش از پیش آن است ندارد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر