میخواهند قلبم را از سینهام بیرون بکشندبگذار اینچنین کنند
تا هرگز سر آسوده بر زمین نگذارم
میخواهند مرا با دشنههای تشنهی خویش
در هر کوی و گذاری کمین کنندبگذار اینچنین کنند میخواهند دیوار خانههاشان را
به خون سرخ من آذین کنندبگذار اینچنین کنند میخواهند پیکرم را شمع آجین کنندبگذار اینچنین کنند میخواهند آن کنند
میخواهند این کنندبگذار هر غلطی که میخواهند
هر مار حیلتی که میپرورند
در آستین کنند اما هرگز حرف تسلیم را از من
نخواهند شنید
و ذره ذرهی جان بیشکستم فریاد خواهد کردننگ بر شما که مردمان
تا به ابد خاندانتان را نفرین کنند.
میخواهند مرا با دشنههای تشنهی خویش
در هر کوی و گذاری کمین کنندبگذار اینچنین کنند میخواهند دیوار خانههاشان را
به خون سرخ من آذین کنندبگذار اینچنین کنند میخواهند پیکرم را شمع آجین کنندبگذار اینچنین کنند میخواهند آن کنند
میخواهند این کنندبگذار هر غلطی که میخواهند
هر مار حیلتی که میپرورند
در آستین کنند اما هرگز حرف تسلیم را از من
نخواهند شنید
و ذره ذرهی جان بیشکستم فریاد خواهد کردننگ بر شما که مردمان
تا به ابد خاندانتان را نفرین کنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر